خانه / دسته‌بندی نشده / برابری و برادری

برابری و برادری

هالند، ۱۵ جنوری ۲۰۱۴
در ابتداء میخواهم تاکید نمایم که ظلم و استبداد در افغانستان، ریشه در حاکمیت استبدادی دارد و انحصارگرایان از هر قوم و قبیله برای پیشبرد اهداف خود، سودجویی کرده است. دلیلی وجود ندارد که میلیونها شهروند ساکن در نقاط مختلف کشور دشمن همدیگر باشند. تاریخ شاهد است که هر زمانی تمامیت ارضی و منافع ملی کشور مورد تهدید قرار گرفته است، تمام اقوام بدون هیچ دغدغهای دوشادوش هم برای دفاع از وطن خویش جانفشانی نمودهاند؛ اما این حاکمان خودکامه و بیکفایت بودند که اولتر از همه عدالت و رفاه را در میان قوم خودش نابود نمودند و سپس به سراغ دیگران شتافتهاند.
خواهران و برادران ارجمند!
در طول حیات بشر ما شاهد تقابل استبداد و خودکامگی برعلیه عدالت بوده ایم و در تمام ادوار تاریخ از آغاز تا کنون زندگی انسانها با همین دو پدیده گره خورده است. گوشههای مختلف کرهی زمین یک طرف حاکمان خودکامه برای تحکیم سلطهی استبدادی، خودکامگی خویش خونریزی و جنگهای عظیمی را راه انداختهاند. و در عین حال در طرف مقابل آنان شخصیتهای عدالتخواهی ظهور نموده و با رهبری خردمندانهی خویش تودههای میلیونی را از بند بیعدالتی و ظلم وستم رهانیدهاند. تلاش و قیام نیلسون ماندیلا بر علیه حاکمیت نژادپرست اپارتاید در افریقایجنوبی بلاخره پس از سالها مشقت و زندان باعث آزادی، عدالت و برابری مردم در آن کشور گردید. همینطور اعتراضها و قیام مهاتما گاندی در راستای آزادی کشور و مردم هندوستان از استعمار بریتانیای قدیم و مثالهای فراوان دیگری که در تاریخ جهان وجود دارد. همچو مردانی بزرگ و عدالتخواه با پشتیبانی کتلههای وسیع مردمی اهمیت و لذت آزاد زیستن و برابری را با قیمت حیات و خونشان برای مردمشان به ارمغان آوردهاند. شخصیتهایی که بر علیه ظلم و استبداد قدم برداشته و مبارزه نمودهاند. همواره چالشهای بسیار و دشواری فراوانی را متقبل شده است.
حاضرین گرامی!
استادمزاری شهید، به عنوان رهبر عدالتطلبی در کشور، از جملهی همین شخصیتهای بزرگ در تاریخ جهان است. وی برای اولین بار درد انباشته شدهی چندصدسالهی مردمی را در افغانستان فریاد نمود که سالها درد و رنج استبداد، خود کامگی، فقر و بیعدالتی، تبعیض و تعصب را دیده و چشیده است. شهیدمزاری منطق استبداد و انحصار و بیعدالتی را به چالش کشید و در تاریخ افغانستان برای اولینبار مانع از مغلوبشدن یک ملت محروم گردید. مردمی که محرومیتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ، قتلعامهای پیهم، شکنجه، مهاجرت، کوچ اجباری، توهین و تحقیرهای متداوم را تجربه کرده بودند. پس از یک قرن سیهروزیها و مظلومیت، شکنجه و توهین، بزرگمردی از میان خاکستر همین محرومیت و آوارگی برخاست، درفش انسانیت و آزادگی بر دست گرفت؛ مشارکت سیاسی و عدالت اجتماعی را فریاد زد و برای تحقق آن کتلههای عظیم مردمی را علیه انحصار، استبداد و بیعدالتی به تحرک وا داشت. استادمزاری در دشوارترین شرایط متخاصمانهی جناحی، فرقهای، لسانی و مذهبی؛ مفکورهها وطرحهایی مطرح نمود که همیشه به عنوان رهنما و رهگشا و ارزشهای والای انسانی و ملی امروز ما مورد اقبال و توجه همگانی قرار گرفته است .
شهیدمزاری در مصاحبه با خبرنگار ایتالیایی، هدف مبارزهی خویش را چنین بیان میکند: هدف ما تشکیل یک حکومت مردمی، فراگیر و مبتنی بر عدالت اجتماعی در افغانستان است. ما میخواهیم ستمهای چندین قرن بر مردم افغانستان پایان یابد و جامعهای به وجود آید که در آن از تبعیض، برتری، تفاخر و افزونخواهی خبری نباشد و کلیهی مردم افغانستان از هر قوم و نژاد و با هر رنگ و زبانی برادرانه و برابر زندگی کنند و حقوق حقهی تمامی ملیتهای افغانستان تامین گردد. خواست ما تامین عدالت، برابری و برادری میان مردم افغانستان است. ما حقوق ملیتهای محروم را میخواهیم و از آن دفاع میکنیم.
شهیدمزاری میفرمایند: ما مصـمم هستیم که یک حکومت با شرکت همهی اقوام به وجود بیـاوریم.
وی در جایی دیگر میگوید: ما حقوق همهی ملیتها را میخواهیم ، حقوق ملیتها به معنای برابری و برادری است.
رهبرشهید در آخرین سخنرانی خود مسایل تاریخی را بیان داشتند. بابه، با بیان رنج تاریخی هزارهها، همه را به مقاومت در برابر واقعیتهای تاریخ و از «سر نوشتنِ تاریخ جدید» دعوت میکند. استادمزاری فقدان رفتار و روابط انسانی و استیلاء جور، جهل و تبعیض بر مناسبات آدمیان در جامعه را یگانه معضل این جامعه میدانست. لذا با الهام از آموزههای انسانی، پیام برادری، برابری و کرامت انسانی را سر میداد. او یک هزاره بود. اما او نه نژادگرا بود و نه به بازیهای فرقهای و مذهبی علاقه نشان میداد. هزاره، به عنوان یک انسان تحقیر شده که بایستی از او رفع تبعیض و تحقیر گردد برای او مطرح بود و هر انسان صرف نظر از کیش و تبارش، از نظرگاه او ارجمند و شایستهی احترام بود. چنانچه دیده میشد شخصیتها و افرادی با اعتقادات مختلف در گرد وی جمع میشدند و تحت فرمان وی در دشوارترین شرایط مبارزه و مقاومت مینمودند. تمام مواضع، سخنرانیها، خاطرات و مصروفیتهای کاری شهید مزاری، حکایت مینمایند که دغدغهی اصلی وی را ایجاد برابری و برادری، عدالت اجتماعی، مشارکت سیاسی و وحدت ملی در کشور شکل میداده است. شهیدمزاری واژههای فوقالذکر را شامل ادبیات سیاسی و اجتماعی افغانستان نمود و امروزه اکثریت سیاسیون، فعالین اجتماعی و فرهنگی از این واژهها به کثرت استفاده مینمایند.
اما:
دوستان عزیز!
به نظرم پیام رهبرشهید برای ما یعنی برابری و برادری، یعنی مبارزهی جدی تا پای جان با تبعیض، تعصب و نابرابری! عدالتاجتماعی به معنی توزیع عادلانهی ثروت، امکانات و رفاه عمومی، ایجاد فرصتهای برابر شغلی براساس لیاقت و توانمندیها است، نه براساس روابط قومی، فامیلی و سمتی، لسانی؛ و مشارکت سیاسی یعنی حضور فعال و تصمیمگیرنده در ساختار قدرت و تصمیمگیری، فرصت برابر برای همهی شهروندان افغانستان براساس لیاقت و شایستگی و نه براساس روابطهای قومی، لسانی و سمتی؛ و همینطور وحدتملی یعنی یکپارچهگی و حفظ تمامیت ارضی افغانستان در سایهی پذیرش همهی اقوام و تقویت و حفظ مفهوم شهروندی در مقابل قبیلهگرایی است. بنابراین تنها تکرار مفاهیم و اصطلاحات معنای پیروی از خط و مکتب شهیدمزاری نمیباشد.بلکه در عمل باید پیگیر و رهرو ارزشهای تعریف شده توسط رهبرشهید بود.
سلام و درود به روان پاک رهبرشهید استاد عبدالعلی مزاری و یاران با وفایش!
و پایدار و مستدام باد جنبش عدالتطلبی !
زندهباد عدالت و پاینده باد کشور عزیز ما افغانستان!
از توجهتان تشکر

درباره مدیر

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

رفتن به بالا